قبلاً یادآور شدیم که رضاشاه در پی اعمال خشونت و سرکوب آشکار و ادامه سیاست ضدملی خویش همانند اسلافش به مناطفی همچون بلوچستان ناجوانمردانه یورش آورد و پس از مدتی طولانی جنگ و خونریزی توانست بصورت ظاهری قدرت را دردسن گیرد و بعنوان پادشاه بر زحمتکشان بلوچ و مناطق دیگر ایران حکمرانی نماید. این قدرت برای مردم بلوچستان هیچ چیز جدیدی با خود بهمراه نیاورد بلکه برعکس توسط ژاندارمری صادراتی بر جزء جزء امور زندگی آنان نظارت داشت و این موکودات ناپاک هر چه میخواستند در شهرها و روستاهای منطقه انجام میدادند.
زحمتکشان بلوچستان از همان اوان روی کار آمدن رضامیرپنج و تصرف بلوچستان و سرکوب حکومت دوست محمدخان، مورد یورش وحشیانه¬ترین حملات قرار گرفتند. غارت و چپاول دسترنج توده¬های تحت ستم به امری عادی بدل شده بود، هست و نیست مردم را بزور از آنان باز می¬ستاندند و خود مورد استفاده قرار میدادند. بلوچها را بعنوان غلام و برده، بیگار میگرفتند و از سپیده دم سحر تا شامگاهان برای حکومتگران در بنای ساختمانهایی بمنظور ایجاد پادگان، پاسگاه و . . . کار میکردند و مهمتر از همه جلب و احضار جوانان بلوچ به خدمت سربازی را میتوان نام برد که بیش از هر مسئله دیگری مردم را رنج میداد. همزمان با این اقدامات عده کثیری از زحمتکشان بلوچ بخاطر امتناع از خدمت سربازی به کشورهای همجوار از آنجمله هندوستان و شیخ¬نشیـن های عربی پناهنده میشوند. هم اینک میلیون¬ها بلوچ در این کشورها تحت شدیدترین فشارهای اقتصادی ـ اجتماعی زندگی فلاکت باری را پشت سرمیگذرانند. تعدادی از این فراتر رفته و به کشورهای افریقایی پناه برده¬اند.
پس از اینکه پهلوی اول توانست به اصطلاح امنیت را در بلوچستان مستقر گرداند، مناطق مهمتر را بعنوان مراکز اصلی خویش در نظر گرفت، مثلاً در خواش پادگانی تاسیس کرد و بصورت پایگاههای کوچکتر به پهره و زاهدان توجه خاصی مبذول داشت. در مناطقی که از این لحاظ کم اهمیت¬ تر بودند، نمایندگان قابل اعتمادی را برمسند قدرت گماشت، بطور مثال حسین خان ناروئی را که پس سیدخان ناروئی بود در گِـه(نیکشهر) بعنوان حاکم محل باقی گذاشت. جمعی از خوانین به کراچی رفتند و اقداماتی را برعلیه حکومت ایران تدارک میدیدند که از این جمله میتوان حاجی کریم¬بخش سعیدی را نامبرد. وی مقالات متعددی در چندین نشریه آنزمان کراچی که توسط بلوچها اداره میشدند بچاپ رسانید. نامبرده به نوشته¬های خویش رنگ و بوی ملی میداد تا از این طریق موفقیتی در حمایت بلوچها نسبت بخود کسب نماید. بعداً مقامات دولتی ایران از طریق سفارت آن محل با او تماس گرفتند و هنگامیکه امتیازاتی از قبیل نمایندگی مجلس و . . . را بدست آورد بنای مخالفت را کنار گذاشت و بقولی خلق بلوچ را به یک کرسی در مجلس شورای پهلوی فروخت و به ایران بازگشت. افراد دیگری نیز دارای چنین شرایطی بودند. تعدادی هم ورود ارتش و قوای سرکوبگر را به بلوچستان تبریک گفته و با آن همکاری نمودند.
رژيم سرسپرده پهلوی بدرستی میدانست که حکومت کردن در بلوچستان مستلزم همکاری هر چه گسترده ¬تر نیروهای محلی از قبیل خوانین و سایر افراد ذینفوذ میباشد. بر همین اساس شیوه¬های متفاوتی را بمنظور جذب انگونه افراد بکار گرفت. ابتدا گذشته خوانین را به رخ مردم میکشید که مثلاً بیاد بیاورید ظلم و ستمی را که بر شما روا میداشتند. زحمتکشان بلوچنیز بدرستی بر این مسئله واقف بودند. اما زمانیکه خوانین خود در اختیار رژيم قرار گرفتند یکی را به مجلس برد و دیگری را رئیس فلان اداره مقرر داشت و بلوچها را بحمایت از آنان فراخواند و هر آن کس را که از دساتیر خوانین سرپیچی مینمود به شلاق می¬بستند و به زندان می¬افکندند. خوانین در این دوره مقام و منزلتی درجه دوم نسبت به حکومتگران داشتند. برای نمونه اگر ژاندارمری میخواست در فلان منطقه سرباز بگیرد، ابتدا رئیس پاسگاه به خان یا سردار و یا کدخدا مراجعه میکرد و قضیه را با وی درمیان میگذاشت. از اینجا ببعد موضوع بوسیله نمایندگان رژيم در محلات دنبال میگشت. کسی را جلب میکردند و یا با دریافت رشوه¬های سنگین و کمرشکن، صورت مجلسی ترتیب میدادند که فوت شده و یا در محل نیست و . .
بطور کلی میتوان این فشر را پایگاه داخلی حکومت در منطقه دانست که تا حدود زیادی گسترش و ادامه اعمال رژيم به آنان بستگی داشت. سیستم حکومتی ایجاب میکرد تا توده¬های زحمتکش بجای اینکه خود بتوانند مشکلات اداری و اقتصادی خویش را رفع نمایند، به خوانین و کدخدایان که از جانب حکام ضدمردمی انتصاب شده بودند، مراجعه کنند. ما در طول حاکمیت پهلوی هیچگونه شواهد و مدارکی در دست نداریم که بلوچی بتواند مستقلاً و بدون کمک و همیاری صاحب نفوذی در دستگاههای عریض و طویل اداری قادر به برطرف ساختن و حل مشکلات گردد. از پیش پاافتاده¬ترین امور مثالی میاوریم، اگر شناسنامه فردی مفقود میگشت میبایست استشهادی محلی تهیه میکرد و افراد معتمد آنرا امضاء مینمودن. این افراد همان کدخدایان و سایر طرفداران رژيم بودند. . .
فقر و فلاکت، آوارگی و بی¬خانمانی مردم بلوچستان روزبروز بیشتر میشد، بیسوادی همچنان پابرجا بود، کشتار و سرکوب زحمتکشان تحت عناوین گوناگون شدت می¬یافت و بطورکلی ستم ملی که طی سالیان گذشته عمده¬ ترین عامل عقب¬ماندگی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خلق بلوچ بود، به روال پیشین ادامه پیدا کرد و حتی میتوان گفت که بنابدلایلی رو به فزونی رفت.
بررسی اوضاع و احوال جوامع مختلف و بخصوص تجربیات خلقهای تحت ستم که در جهت کسب آزادی و خومختاری خویش مبارزه نموده¬اند، به ما می¬آموزاند که بکارگیری زور و خشونت در حهت به انقیاد درآوردن توده مردم گرچه ممکن است برای مدتی موفقیت¬آمیز باشد ولی هرگز راه حل نهایی در این زمینه نیست و نمونه¬های فراوانی در جهان کنونی وجود دارند که میتوان رشد و ادامه مبارزات خلقهای قهرمان فلسطین، پاکستان و ایران را یادآور شد.
رژيمهای ارتجاعی همواره تلاش میورزند تا به سرکوب آشکار توسل جویند و مبارزات عادلانه زحمتکشان را ازبین ببرند و قدرتهای دیکتاتوری و ضدبشری خویش را پاس دارند. اما بهرحال توده¬ها براقدامات برحق¬شان می¬افزایند و تا نابودی و محو کامل ظلم و استبداد و برقراری دمکراسی و عدالت اجتماعی، مبارزه را ادامه میدهند.
رژيم سرسپرده و ارتجاعی رضاشاه در حال سروسامان دادن به امور داخلی و انتظامی مناطقی نظیر بلوچستان، خوزستان، گیلان و غیره بود. در شهرهای مرکزی ایران اقدام به تاسیس مدارس عالی و دانشگاه، کارخانه و همچنین کشف حجاب نمود و این اصلاحات تا زمانیکه جنگ جهانی دوم بوقوع پیوست، ادامه داشتند. ایران گرچه موضع بیطرف اختیار نمود، ناچاراً دستخوش تغییر و تحولاتی گشت. نیروهای مترقی و انقلابی در نقاط مختلف کشور قدرتهای محلی بوجود آوردند. در کردستان و آذربایجان، حزب دمکرات کردستان و فرقه دمکرات آذربایجان کنترل امور را بدست گرفتند و حزب دمکرات کردستان در روز دوم بهمن ماه ۱۳۲۴ شمسی جمهوری خودمختار کردستان را اعلام داشت. بتاریخ ۱۳۲۰ رضاشاه توسط قوای متفقین از ایران اخراج و پسرش محمدرضا جانشین وی شد. طی این مدت، در بلوچستان نیروی فعالی وجود نداشت تا قدرتی بهم زند و برعلیه رژيم به نبرد بپردازد. مهمتر از همه قحطی ناشی از جنگ جاهنی تاثیر بسیار منفی بر زندگی و روحیات مردم برجای نهاد. فقر و گرسنگی بحدی بالا گرفت که تعداد کثیری جان خود را ازدست دادند.
ساهای جنگ جهانی دوم را هنوز زحمتکشان بلوچستان بیاد دارن و از آن بعنوان یک فاجعه، ڈکال(فحط سالی) یاد میکنند.
جبـهـه تـحـریـر بلو چـسـتـان
تاريخچه جنبشهای ملی در بلوچستان
--------------------------------------------------------------
| Tuesday, August 10, 2010 | |
| · | Does Pakistan make sense? — Haider Nizamani |
| · | Balochs In Iran, The "Enemies Of God" |
| Friday, August 06, 2010 | |
| · | Mekran — real battleground for nationalists Symbols of Pakistan disappearing fast |
| · | Ehsan Arjemandi's family to demonstrate against Norwegian authorities |
| · | If Yes to Kosovo Why not Balochistan? |
| · | Balochistan flood survivors face diseases |
| · | $130 million multi-donor fund created for KP, Balochistan |
| Monday, August 02, 2010 | |
| · | PM offers dialogue to Baloch leaders |
| · | Flash floods in Balochistan |
| · | Mengal accuses government of killing Baloch nationalists |
| · | If Iran came close to nukes, would Obama use force? |
| Saturday, July 24, 2010 | |
| · | Annual fair at Sassui-Punnu’s tomb begins |
| · | Special Report from Balochistan-1 |
| · | All Baloch shouldn’t be tarred with same brush |
| Tuesday, July 20, 2010 | |
| · | ’Rule in hell is better than bow in paradise |
| Sunday, July 18, 2010 | |
| · | An Islamic Offshoot - Zikri Baluch |
| Saturday, July 17, 2010 | |
| · | Iran Says Pakistan Is Harboring Rebels |
| · | Commemoration of Baloch martyrs and Heroes |
| · | Tell the enemy of Baloch that we are one nation – Baloch Vanguards |
| Thursday, July 15, 2010 | |
| · | 2 blasts hit southeastern Iran; casualties feared |
بلوچ میدیا مسئول محتوای گرفته شده سایت های دیگر نیست
Balochmedia is not responsible for the content of external internet sites.
بلوچ میدیا دیگر سائٹوں پر شائع شدہ مواد کی ذمہ دار نہیں ہے
© 2010 The National Baloch media Network (Balochonline.com). All rights reserved